محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1981
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« جانها و مالها و دينها و ترتيبات دين همگيشان در امان است ، به شرط آنكه « جزيه بدهند به قدر توانشان . بر كودك و زن بيمارى كه چيزى از دنيا به كف « ندارد ، و عابد خلوتنشين كه چيزى از دنيا به كف ندارد ، جزيه « نيست . امان براى خودشان است و هر كه با آنها مقيم باشد . و بايد « مسلمان سپاهى مسلمانان را يك روز و شب مهمان كنند و راهنمايى « كنند . هر كس از آنها كه به سالى سپاهى شود جزيهء آن سال از او « برخيزد و هر كه نباشد مانند ماندگان باشد و هر كه برود در امان باشد تا « به پناه خود برسد « جندب نوشت « بكير بن عبد الله ليثى و سماك بن خرشه انصارى شاهد شدند . « به سال هيجدهم نوشته شد . گويد : در اين سال عتيبه ، حلوايى را كه هديهء عمر كرده بود پيش وى برد . و چنان بود كه عمر مقرر كرده بود عاملان وى هر ساله موسم حج پيش وى روند كه بدينسان آنها را از ستم باز مىداشت و بر كنار مىداشت . بگفتهء سيف فتح باب در اين سال بود گويد : بگفتهء راويان عمر ابو موسى را به بصره پس برد و سراقة بن عمرو را كه ذو النور لقب داشت سوى باب پس فرستاد . عبد الرحمن بن ربيعه را كه او نيز ذو النون لقب داشت بر مقدمهء وى گماشت و حذيفة بن اسيد غفارى را بر يكى از پهلوها گماشت و بكير بن عبد الله ليثى را كه پيش از رسيدن سراقة بن عمرو مقابل باب بود براى پهلوى ديگر معين كرد و به او نوشت كه به سراقه ملحق شود . كار تقسيم را به سلمان بن ربيعه سپرد .